السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

142

جواهر البلاغة ( فارسى )

لفظ ، حكم معارف را داراست ؛ يعنى ذو الحال ، مبتدا و موصوف معرفه قرار مىگيرد و « ال » بر آن داخل مىشود ، ولى در معنا عام است . فرق اسم جنس و علم جنس اين است كه : علم جنس براى معناى مقيّد به حضور در ذهن وضع شده است ؛ ولى اسم جنس براى معنا بدون قيد حضور در ذهن . المبحث السادس فى تقسيم الاستعارة باعتبار ما يذكر من الطّرفين إذا ذكر فى الكلام لفظ المشبّه به فقط . فاستعارة تصريحيّة أو مصرّحة نحو : بحث ششم دربارهء تقسيم استعاره است به اعتبار آنچه از دو طرف آن ذكر مىشود . زمانى كه تنها لفظ مشبّه‌به در كلام ذكر شود ، استعاره تصريحيّه يا مصرّحه است . مانند : فأمطرت لؤلؤا من نرجس و سقت * وردا و عضّت على العنّاب بالبرد « 1 » از نرگس چشمانش باران مرواريد فرو باريد و گل سرخ را آب داد و با تگرگ دندانهايش سرانگشت عنّاب‌گونه را گزيد . فقد استعار اللؤلؤ و النّرجس و الورد و العنّاب و البرد للّدموع و العيون و الخدود و الأنامل و الأسنان . اين شاعر مرواريد را براى اشك‌ها ، نرجس را براى چشمان ، گل سرخ را براى گونه‌ها ، عنّاب را براى سرانگشتان ، و تگرگ را براى دندانها استعاره آورده است . توجه كنيد عنّاب به ضم اول ، دانه‌اى قرمز رنگ چونان سنجد است ؛ شاعر آن را براى سرانگشتان حنابسته آن زن استعاره آورده است . بنابراين در اين شعر پنج استعارهء اصليه و تصريحيه وجود دارد . « 2 » و إذا ذكر فى الكلام لفظ المشبّه فقط و حذف فيه المشبّه به و أشير اليه بذكر لازمه

--> ( 1 ) - اين شعر از « واواء » دمشقى است . نگاه كنيد به علوم البلاغه ، ص 270 ؛ اساليب البيان فى القرآن ، ص 480 و 515 ؛ و التبيان ، ص 232 ( مترجم ) ( 2 ) - تصريحيه يعنى در آن به لفظى كه دلالت بر مشبّه‌به مىكند و مراد از آن مشبّه است ، تصريح شده است . اين استعاره « تحقيقيه » نيز ناميده مىشود . و معناى « مكنيه » اين است كه لفظ مشبّه‌به در آن پنهان شده است چون با ذكر چيزى از لوازم آن ديگر نيازى به مشبّه‌به نداريم . بنابراين در استعارهء مكنيه از اركان تشبيه تنها مشبّه ذكر مىشود .